پای صحبت محمدرضا احسان‌فر ، رئیس هیات‌ مدیره سیمان زابل

آقای مهندس احسانفر ، در حال حاضر ، سکاندار هُلدینگ همگامان توسعه سیستان و بلوچستان هستند و ، به موازات آن ، ریاست هیات مدیرۀ شرکت سیمان زابل را نیز برعهده دارند . ایشان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های بخش خصوصی در صنعت سیمان ایران نیز به حساب می‌آیند.

مهندس احسانفر ، در طی سال‌ها حضور در صنعت سیمان ایران ، همواره نشان داده‌اند که دغدغۀ رفع مسائل و مشکلات صنعت سیمان ایران را دارند . در همین راستا ، روزنامۀ دنیای اقتصاد به سراغ ایشان رفته تا پیرامون آخرین چالش‌های فراروی صنعت سیمان نقطه نظرات ایشان را جویا شود. رئوس این مصاحبه ، بطور خلاصه ، در ذیل تقدیم حضورتان می‌گردد :

  • متاسفانه اتفاقاتی که در صنعت سیمان می‌افتد گاهی بنده را به این نتیجه می‌رساند که با قیمت‌گذاری دستوری که از سال ۸۸ به بعد آغاز شد، برخی کمر به نابودی این صنعت بسته‌اند. چندی پیش افزایش ۴۰درصدی قیمت سیمان که باید دو سال پیش اعمال می‌شد، تصویب شد. این اتفاق در حالی افتاده که هر متر مکعب گاز از ۱۱۹تومان در سال جدید با افزایش ۱۳۲ تومانی به ۲۵۲ تومان رسیده است. در واقع به ازای هر تن ۱۳هزار و ۳۰۰ تومان هزینه‌ها افزایش پیدا کرده است. از سوی دیگر هزینه‌های حمل بلافاصله بعد از تصویب افزایش نرخ ۴۰درصدی به طرز وحشتناکی افزایش یافت. این مساله به ویژه برای کارخانه ما که با مازوت کار می‌کند، بسیار بغرنج است.

شرکت‌ پخش فرآورده‌های نفتی با قیمت اعلام شده مازوت را معادل گاز در زاهدان تحویل ما می‌دهند، اما به ازای حمل هر لیتر مازوت تا کارخانه ۴۰۰ تومان باید پرداخت کنیم. در واقع ما علاوه بر ۲۵۲ تومان هزینه مازوت باید ۴۰۰ تومان هم برای حمل آن پرداخت کنیم که در مجموع هر لیتر مازوت برای ما ۶۵۲ تومان هزینه دارد و از طرفی باید با همان قیمت مصوب کارخانه‌های گازسوز سیمان بفروشیم که به دلیل این هزینه‌ها اخیرا مجبور شدیم کوره را خاموش کنیم.

  • وقتی تمامی‌ هزینه‌ها چند برابر شده باید اجازه بدهند قیمت سیمان متناسب با هزینه‌ها در یک بازار رقابتی تعیین شود. واقعیت این است که با این افزایش قیمت اتفاق مثبتی نیفتاده و با شرایط موجود شرکت‌های سیمانی قادر به تولید با تمام ظرفیت نیستند و جالب اینجاست که تولیدکننده‌ها را برای تامین نیاز داخل از صادرات هم منع کرده‌اند. برخی استان‌ها که نیاز بیشتری در بخش سیمان دارند، به دنبال واردات از استان‌هایی هستند که مازاد تولید دارند؛ اما در کمال تعجب شاهدیم که مسوولان استانی و استانداری‌ها این ماجرا را تبدیل به نوعی گروکشی کرده‌اند. به طور نمونه می‌گویند «فلان استان چون اجازه وارد کردن مرغ به استان ما را نداده ما هم جلوی انتقال سیمان را به استان آنها می‌گیریم.» این در حالی است که این صنعت حدود ۳۰میلیون تن مازاد ظرفیت نسبت به مصرف دارد. بنده دو سال پیش هم در روزنامه «دنیای‌اقتصاد» این روزها را هشدار داده بودم، اما توجهی نکردند و امروز هم با مقصران این وضعیت در بازار برخوردی نمی‌شود.
  • در استان سیستان و بلوچستان بزرگ‌ترین شرکت بخش حمل‌ونقل با ۲۵۰ دستگاه کامیون را به دلیل فقدان شبرنگ برای یک کامیون و موضوعاتی مانند شکسته بودن چراغ خطر یک کامیون سه ماه تعطیل کردند و این مساله علاوه بر اینکه ما را دچار مشکل کرد، پروژه‌های عمرانی و کارخانه‌های بتن آماده و تامین سایر مصارف مردمی ‌دچار مشکل شد. متاسفانه این گونه اقدامات ناشی از تصمیم غلط یک مدیر، میلیاردها تومان هزینه به تولیدکننده، مصرف‌کننده و اشتغال استان تحمیل می‌کند. البته در نهایت وضعیت بغرنج حمل و نقل باعث شد سه ماه تعطیلی را به یک ماه تقلیل دهند.
  • در حال حاضر سیمان زابل در بازار به قیمت ۳۱ هزار و ۵۰۰ تومان در اختیار مردم قرار می‌گیرد، اما واقعیت این است که در بسیاری از استان‌ها به دلیل نبود نقدینگی تولیدکنندگان، خریداران با حجم بسیار بالا سیمان را پیش‌خرید می‌کنند و حتی برخی از کارخانه‌های سیمان را با تولیدکنندگان پاکت تهاتر می‌کنند و طبیعی است که خریداران عمده می‌توانند این سیمان را با قیمت بالا در بازار بفروشند. بنابراین مساله اصلی به قیمت‌گذاری دستوری که باعث ضعف بنیه مالی صنعت سیمان شده و همچنین نبود نظام توزیع درست در بازار سیمان برمی‌گردد. متاسفانه مسوولان فقط بخش تولید را مورد هدف قرار داده‌اند و بخش توزیع و حمل و سایر بخش‌های مرتبط با صنعت سیمان را به حال خود رها کرده‌اند.
  • امروز برای راه‌اندازی یک واحد سیمانی با ظرفیت یک‌میلیون تن با دلار ۲۵هزار تومانی باید حدود دو هزار میلیارد تومان هزینه شود. در کشوری که سیستم بانکی سود ۲۰درصدی می‌دهد این کارخانه‌ها باید سالانه حداقل به همان میزان ۲۰درصد یعنی ۴۰۰میلیارد سود بدهند، اما سود حاصله شرکت‌ها بسیار از این رقم فاصله دارد. کل فروش صنعت سیمان در حال حاضر با ۶۰ میلیون تن فروش حدود ۲۴ هزار میلیارد تومان است؛ اما یک کارخانه فولاد با ظرفیت ۶/ ۱میلیون تنی حدود ۱۷هزار میلیارد تومان در سال فروش دارد. در واقع ۸۰ کارخانه فعال صنعت سیمان که جمعا ارزشی حدود ۱۲میلیارد دلار دارند، ارزش سالانه فروش آنها یک‌میلیارد دلار است که اگر ۳۰ درصد این میزان را سود در نظر بگیریم، می‌توان گفت کل سود صنعت سیمان در طول یک سال کمتر از ۳۰۰میلیون دلار است. حالا با این وضعیت و در این شرایط اگر کارخانه ای بگوید من ۲۰۰درصد نسبت به سال گذشته بیشتر سود کردم، باز هم این سود در واقعیت امر و با توجه به سرمایه‌گذاری صورت گرفته بسیار ناچیز است.
  • یک بار برای همیشه در دولت آینده باید دست دولتی‌ها از قیمت‌گذاری کوتاه شود و اجازه بدهند که بازارها خودشان را متناسب با شرایط متعادل کنند. در این صورت قطعاً بازار سیمان به صورت هوشمند عمل می‌کند. نگاهی به آغاز فعالیت صنعت سیمان تا به امروز گویای این واقعیت است که با ابزارهای دستوری کنترل قیمت امکان‌پذیر نیست و اتفاقا مصرف‌کننده هم به شدت متضرر می‌شود. بنابراین امیدوارم دولت آینده از اتفاقات به وجود آمده درس بگیرد.
 
 

پست های مشابه

No posts found!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *